نرگس گل زمستان است. زمستان است گل نرگس...*
زمستان که از راه می رسد و دنیا را رو سفید می کند، هیچ چیز به قدر گرم شدن لابه لای پتو ، کناربخاری آدم را سرحال نمی کند.
زمستان برای ما یعنی فیتیله ی آبی رنگ بخاری گازسوزمان.
یعنی بوی لبوها و باقله گرم های دست فروش دوره گرد.
یعنی دسته های نرگس سرخیابان.
یعنی شال گردن و آدم برفی و دستکش های خیس و نم دار.
هرسال ، قبل از شروع سرما ، عادتمان است که همه درزها و کانال های کولر و منفذهای باد را با تکه ای پارچه یا مقوا می پوشانیم. سد می گذاریم جلوی پنجه های باد و سوزهای نامهربان.
راستش بستن این سدها کار زیاد سختی نیست، سخت تر از آن این است که بخواهی ، این روزها روبروی گناهانت قد علم کنی و سد ببندی و رامشان کنی، بعد کنار نگاه مهربان خدا گرم شوی و لذت ببری از گرمای حضورش.
باور کن یخبندان دلمان ، از یخ زدن انگشت ها و سرخ شدن نوک بینی و سوزش چشم هایمان خیلی دردناک تر است.
دلی که یخ زده باشد ، نه با یخ شکن آب می شود نه با بخاری علاء الدین!
باید صبر کند تا بهار؛ باید صبر کند تا فصل رویش دوباره ؛ تا ربیع الانام واقعی بیاید و فرصت دوباره شکوفه زدن را به آدم ها بدهد.
بهار حقیقی مان در راه است. کاش تا آمدنش یخ تمام دل های آدم ها آب شده باشد، تا همه وجودش را آبیاری کنیم...کاش!
*ترانکی از دکتر غلامرضا کافی
زمستان برای ما یعنی فیتیله ی آبی رنگ بخاری گازسوزمان.
یعنی بوی لبوها و باقله گرم های دست فروش دوره گرد.
یعنی دسته های نرگس سرخیابان.
یعنی شال گردن و آدم برفی و دستکش های خیس و نم دار.
هرسال ، قبل از شروع سرما ، عادتمان است که همه درزها و کانال های کولر و منفذهای باد را با تکه ای پارچه یا مقوا می پوشانیم. سد می گذاریم جلوی پنجه های باد و سوزهای نامهربان.
راستش بستن این سدها کار زیاد سختی نیست، سخت تر از آن این است که بخواهی ، این روزها روبروی گناهانت قد علم کنی و سد ببندی و رامشان کنی، بعد کنار نگاه مهربان خدا گرم شوی و لذت ببری از گرمای حضورش.
باور کن یخبندان دلمان ، از یخ زدن انگشت ها و سرخ شدن نوک بینی و سوزش چشم هایمان خیلی دردناک تر است.
دلی که یخ زده باشد ، نه با یخ شکن آب می شود نه با بخاری علاء الدین!
باید صبر کند تا بهار؛ باید صبر کند تا فصل رویش دوباره ؛ تا ربیع الانام واقعی بیاید و فرصت دوباره شکوفه زدن را به آدم ها بدهد.
بهار حقیقی مان در راه است. کاش تا آمدنش یخ تمام دل های آدم ها آب شده باشد، تا همه وجودش را آبیاری کنیم...کاش!
*ترانکی از دکتر غلامرضا کافی
+ نوشته شده در ساعت 20 توسط عین.پاک
|